پارادایم تروما و تابآوری؛ بازخوانی یک رسالت بالینی
تأمل در مفاهیم بحران و تابآوری در بستری تاریخی مانند عاشورا، نشان میدهد که تروما فراتر از یک سازهی بالینی، تجربهای وجودی و جانکاه است. تروما زخمی است که بدون مداخلات تخصصی و حضور همدلانه، در لایههای زیرین روان ماندگار میشود.
مشاهدات میدانی ام در شرایط اضطراری چون زلزله، سیل و جنگ، به من آموختند سالمندان در بلایای طبیعی و اجتماعی، بیشترین بارِ معنازدایی از زندگی را بر دوش میکشند. برای یک سالمند، تروما تنها یک شوک گذرا نیست، بلکه فرسایشِ معنا در بستر انزواست.
ما در حوزهی توانبخشی، با نگاهی به الگوی ایستادگی در بحران، به دنبال چیزی بیش از کاهش علائم هستیم؛ ما به دنبال تکریم کرامت انسانی هستیم. بازگرداندن امید به قلبهای لرزان، هستهی اصلی فعالیتهای بالینی ماست.
ترمیم زخمهای روان در بزرگسالان و سالمندان، نیازمند تلفیق دانشِ روز و صبری استوار است. امید است که تعهد حرفهای ما، مسیری روشن برای بازسازی زندگیهای آسیبدیده در تلاطم بحرانها بگشاید.
